لغت نامه دهخدا
تشویر کردن. [ ت َش ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خجل و شرمگین نمودن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشویر شود.
تشویر کردن. [ ت َش ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خجل و شرمگین نمودن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشویر شود.
خجل و شرمگین نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازان تشویر خون در جانش افتاد چو باران اشک بر مژگانش افتاد
💡 از نوک کلک خویش به اجرام نظم و نثر تشویر نوک سوزن نظّام دادهای
💡 گفت ای جان ودلم، بی حاصلم چون شود از تشویر تو جان ودلم
💡 الف برای فتوت ستاده بر هم دست چو مرد مجرم تائب بمانده در تشویر
💡 کند لطافت طبع تو بحر را حیران دهد شمایل حلم تو کوه را تشویر
💡 آفتاب اندر عرق گشته است غرق بسکه او ازرای تو تشویر خورد