لغت نامه دهخدا
ترشی زدن. [ ت ُ / ت ُ رُ زَدَ ] ( مص مرکب ) طعام یا جز آن را با ترشی آمیختن.
ترشی زدن. [ ت ُ / ت ُ رُ زَدَ ] ( مص مرکب ) طعام یا جز آن را با ترشی آمیختن.
طعام یا جز آن را با ترشی آمیختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترشی در ایران، ترکیه، کشورهای عربی، شبه جزیره بالکان و قفقاز (در ایران و به زبان فارسی ترشی، به زبان ترکی تورشو و مخالل به عربی) معمولاً از شلغم، فلفل، هویج، زیتون سبز، خیار، کلم، گوجهفرنگی سبز، لیمو و گل کلم درست میشوند.
💡 مست و خوشم کن آنگهی رقص و خوشی طلب ز من در دهنم بنه شکر چون ترشی نمیخوری
💡 ز دیگ ترشی ای، قسام روزی به جا می کرد ترشی، ای برادر
💡 ترشی چو با مویز سیه دید گوشت گفت باز این سیاه روی غلام غلام شد