لغت نامه دهخدا
تخت راک. [ ت َ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان بهمئی گرمسیر در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان است که در سی وشش هزارگزی لک لک، مرکز دهستان، واقع است و 16 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
تخت راک. [ ت َ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان بهمئی گرمسیر در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان است که در سی وشش هزارگزی لک لک، مرکز دهستان، واقع است و 16 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده کوچکی از دهستان بهمئی گرمسیر در بخش کهکیلوی. شهرستان بهبهان است که در سی و شش هزار گزی لک لک مرکز دهستان واقع است و ۱۶ تن سکنه دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این تخت در مرز کشور افغانستان امروزی و کشور ایران امروزی قرار دارد. این تخت آتشکده زرتشتیان بوده.
💡 1- حكومت يهود، متشكل از اسباط دهگانه بنى اسرائيل كه پاى تخت آن ((نابلس )) بود.
💡 سردره، روستایی در دهستان تخت بخش تخت شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است.
💡 دولت و نصرت سزای تخت تو بادا تا که فلک را بسعد و نحس قرانست
💡 آفرین گویان عالم آفرین گویان شده پیش تخت چون تو صاحبدولت از برنا و پیر
💡 گلبن نهاده تخت زمرد بطرف جوی گل بر نشسته بر زبر تخت پادشاست