تافتن سای
مترادفها
سایه افکندن، سایه گستراندن
لغت نامه دهخدا
تافتن سای. [ ت َ ] ( نف مرکب ) صاحب آنندراج و انجمن آرا ذیل تافتن بمعنی پرتو آرند: بنابراین در کتب پارسیان قدیم لفظی که انطباع شبح مبصر در عربی ذکر میشود تافتن سای خوانند که ساسان پنجم در بیان این معنی گفته چون بیان شده است که تافتن سای یعنی انطباع شبح مبصر و تری ژاله یعنی رطوبت جلیدیه شرط ابصار نیست و نه خروج فروع یعنی شعاع از بصر که ملاقی مبصر است بود بل حجاب میان باصر و مبصر در ابصار کافی است. این ترکیب از برساخته های فرقه آذرکیوان است.
فرهنگ فارسی
صاحب آنندراج و انجمن آرا ذیل تافتن بمعنی پرتو آرند ٠
جمله سازی با تافتن سای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خدائیست روی از خورش تافتن که در گاو و خر شاید این یافتن
💡 یقینم ای مرا چون عمر در خور که از پندم نخواهی تافتن سر
💡 چون رشتهٔ من پیش ز من تافتهاند بر تافتن است اصل و من میتابم
💡 نشاید تافتن از دلبری روی که نتوان یافتن دیگر از آن به
💡 خاموش که حاصل همه یک سخن است روی از همه تافتن به یار آوردن
💡 بگشای زلف تافتن اندر فتد بروز بنمای روی تا بشب اندر فتد خلل
💡 با نزدیک شدن ساعت غروب، سایههای بلند درختان بر روی زمین شروع به تافتن سای و کشیده شدن در پهنه وسیع دشت کردند.
💡 شاعر با توصیف تافتن سای در هنگام سپیدهدم، سعی داشت فضای آرام و در عین حال وهمآلود طبیعت را در ذهن خواننده مجسم و زنده کند.
💡 در آن عصر خلوت، تافتن سای ستونهای قدیمی بنای تاریخی، منظرهای بسیار زیبا و در عین حال غمانگیز در برابر چشمان گردشگران ایجاد کرده بود.