تاخیر پذیر
مترادفها
با تأخیر
متضادها
فوری، بیدرنگ، بیتاخیر
لغت نامه دهخدا
تأخیرپذیر. [ت َءْ پ َ ] ( نف مرکب ) تأخیرپذیرنده. تأخیربردار. قابل پس افکندن. رجوع به تأخیر و تأخیربردار شود.
فرهنگ فارسی
تاخیر پذیرنده. تاخیر بردار
جمله سازی با تاخیر پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خطوط تأخیر آنالوگ در بسیاری از مدارهای پردازش سیگنال استفاده میشود. به عنوان مثال استاندارد تلویزیون پال از یک خط تاخیر آنالوگ برای ذخیره کل خط جاروب تصویر استفاده میکند.