لغت نامه دهخدا
بیم انگیز. [ اَ ] ( نف مرکب ) برانگیزاننده ترس. محرک بیم.
بیم انگیز. [ اَ ] ( نف مرکب ) برانگیزاننده ترس. محرک بیم.
برانگیزانند. ترس. محرک بیم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخاست به آیین کهن مرغ شبآویز ای ترک ختاخیز به طبع طرب انگیز
💡 چو معشوقست خود را عاشق انگیز بجز معشوق نبود عاشقی نیز
💡 یکی صورت انگیز بر خاکش از خون نزار و جگر خسته و زرد لاغر
💡 دیدار دل آرای تو جان افروز است وآواز مبارک تو عیش انگیز است
💡 چه عشقی که بنیاد آن بر هواست چنین فتنه انگیز و فرمان رواست