لغت نامه دهخدا
( بیرون آختن ) بیرون آختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) بیرون کشیدن. از نیام برآوردن. رجوع به برون آختن و آختن شود.
( بیرون آختن ) بیرون آختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) بیرون کشیدن. از نیام برآوردن. رجوع به برون آختن و آختن شود.
( بیرون آختن ) بیرون کشیدن ٠ از نیام بر آوردن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چاک دلها محض حرفی بود تا روزی که کرد سر ز جیب ناز بیرون نرگس جادوی او
💡 فکر روز آینده کرده ام ز سر بیرون از ابد نمی ترسم بیم از ازل دارم
💡 این گونه در آرامش میتواند بر مبنای نیازهایش در جهان بیرون عمل کند..
💡 هر زمان از عشقت ای دلبر دل من خون شود قطرهها گردد ز راه دیدگان بیرون شود
💡 جمعی ز وصل سوزند، خلقی ز هجر میرند؛ ای وای اگر زمانی، بیرون روی ز محفل
💡 آن نفس نگشاد هرگز جز که از راه خطا وین قدم ننهاد بیرون یکدم از صوب صواب