لغت نامه دهخدا
بور گلرنگ. [ رِ گ ُ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب. خورشید:
چو برزد بامدادان بور گلرنگ
غبار آتشین از نعل بر سنگ.نظامی.
بور گلرنگ. [ رِ گ ُ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب. خورشید:
چو برزد بامدادان بور گلرنگ
غبار آتشین از نعل بر سنگ.نظامی.
کنایه از آفتاب. خورشید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشاهٔ بادهٔ گلرنگ به تخت است مدام دولت از سلسلهٔ تاک نیاید بیرون
💡 گر نداری ظرف خون خوردن درین بستان چو گل زین شراب لعل دست و دامنی گلرنگ ساز
💡 فروشگاههای زنجیرهای افق کورش هم زیرمجموعهٔ شرکت گلرنگ هست و ارزش این شرکت در بازار بورس اوراق بهادر بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ میلیارد ریال (دویست هزار میلیارد ریال) یا ۲۰٬۰۰۰ میلیارد تومان (بیست هزار میلیارد تومان).
💡 آن را که اثر کرد به دل، زاری بلبل گل چیست، که خواهد می گلرنگ نگیرد
💡 شغل بیشتر مردم این روستا کشاورزی و دامپروری است. از محصولات این روستا میتوان انار رانام برد. گندم و جو و چغندر و ریحان و گلرنگ و یونجه از دیگر محصولات این روستا میباشد.
💡 از نوای بلبلان بر گل چه حاصل چون به باغ جام گلرنگ و حریف عندلیب آهنگ نیست