لغت نامه دهخدا
بنیچه بستن. [ ب ُ چ َ / چ ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) تعیین کردن جمع و بدهی هر صنف و ملکی را. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
بنیچه بستن. [ ب ُ چ َ / چ ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) تعیین کردن جمع و بدهی هر صنف و ملکی را. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر ) تعیین کردن جمع و بدهی هر صنف و ملکی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۳۴۷ش، شمار جمعیت کلی ایلات بازمانده از شاخۀ چهار بنیچه ( بویراحمدی، چرام، دشمن زیاری و نوئی) را ۲۲۵، ۲۳ خانوار، و شمار کل جمعیت برخی ایلات شاخۀ لیراوی مانند بهمئی و طیبی را ۹۸۹، ۱۱ خانوار تخمین زدهاند.
💡 مجلس شورای ملی در سومین دوره خود در ۱۲۹۴ خورشیدی قانون سربازگیری را برای قشونگیری تصویب کرد. در این قانون بر اساس همان روش بنیچهبندی و سربازگیری به روش قدیم تأکید شده بود.
💡 چهار بنیچه چهاربرادر کلبعلی/فرامرزی/میرون علی تهرانی/کی کریمی
💡 کریم خان بهادرالسلطنه بویراحمدی مقتدرترین ایلخان جنوب کشور و کهگیلویه و بویراحمد در دوران قاجار بود که توانست با متحد ساختن چهار بنیچه(بویراحمد،چرام،دشمن زیاری،نویی) قدرت زیادی بدست آورد