لغت نامه دهخدا
بمبلی بوزو. [ ب َ ب ِ بو ] ( اِ ) نوعی پیچک است و در کردستان بدین نام موسوم است. در لاهیجان آن را رَزَک نامند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به کرم البری شود.
بمبلی بوزو. [ ب َ ب ِ بو ] ( اِ ) نوعی پیچک است و در کردستان بدین نام موسوم است. در لاهیجان آن را رَزَک نامند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به کرم البری شود.
نوعی پیچک است و در کردستان بدین نام موسوم است در لاهیجان آنرا رزک نامند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز تیغ ابروی او بیش از شمشیر می ترسم کزین سر را ود آفت بوزو دل را خطر باشد
💡 ولاسوف در سال ۲۰۱۶ میلادی در المپیک ریو در وزن ۷۵ کیلو حاضر بود که کیم هیون-وو از کرهجنوبی، یانگ بین از چین و بوزو استارسویچ از کرواسی را شکست داد و به مرحله فینال رسید. در مرحله نهایی توانست با غلبه بر مارک مادسن دانمارکی، مدال طلا را بدست آورد.
💡 جنه در سال ۳۹۹ پ.م. توسط قوم بوزو در مکانی که جنه-جنو نام دارد (۱٬۵ کیلومتر بالاتر از جنه در راستای رودخانه)، بنا شد.