لغت نامه دهخدا
بله کبود. [ ب َ ل ِ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان دربند، بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. سکنه آن 200 تن. آب آن از رودخانه قره سو و چاه و محصول آن غلات و حبوب دیمی و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
بله کبود. [ ب َ ل ِ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان دربند، بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. سکنه آن 200 تن. آب آن از رودخانه قره سو و چاه و محصول آن غلات و حبوب دیمی و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
ده از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. آب از رودخان. قره سو و چاه. محصول غلات و حبوب دیمی و لبنیات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قیرطبیعی (رزینیت) تنگه کبود یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر نفت استان لرستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، قیر طبیعی است.سنگ میزبان این اندیس شیل است و دیرینگی آن به دوران ائوسن میرسد.
💡 چرخ از کجاو گلشن تخت تو از کجا فرقی تمام باشد ازین سبز تا کبود
💡 تنگه کبود یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر نفت استان لرستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، قیر طبیعی است.سنگ میزبان این اندیس ماسه سنگهاوسیلت استونها است و دیرینگی آن به دوران پالئوسن میرسد.
💡 نام جنون را به خود داد بهائی قرار نیست به جز راه عشق، زیر سپهر کبود
💡 سیاه گشت عدو را ز هیبت تو از گلیم کبود گشت فلک را ز صولت تو سلب
💡 آسیب ناحیه صورت: واترپلو ورزش پربرخوردی است و ورزشکاران به سهو یا به عمد ضرباتی را به بازیکن حریف وارد میکنند. در نتیجه کبودی زیر چشم و پارگی لب از جمله آسیبهای رایج است.