بصل الحنابل

لغت نامه دهخدا

بصل الحنابل. [ ب َ ص َ لُل ْ ح َ ب ِ ] ( ع اِ مرکب ) اصقیل است. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ فارسی

اصقیل است

جمله سازی با بصل الحنابل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بصل النخاع این ایمپالس‌ها، مرکز وازوموتور را مهار می‌کنند و در نتیجه، تعداد ایمپالس‌هایی که مرکز وازوموتور از طریق دستگاه عصبی سمپاتیک به قلب و عروق خونی می‌فرستد، کاهش می‌یابد.

💡 دارو از راه خوراکی به‌خوبی جذب می‌شود و با اثر مستقیم روی مرکز سرفه در بصل‌النخاع، موجب تضعیف واکنش سرفه می‌گردد.

💡 راههای خارج هرمی که به طناب نخاعی ختم می‌شوند شامل شش راه می‌باشند.راه هرمی به علت نقش مهمی که در فرایند کنترل حرکت دارد ازنظر بالینی حائز اهمیت است.به همین ترتیب راه قشری بصل الطناب نخاعی که در ارتباط با اعصاب مغزی مربوطه می‌باشد در بیماری‌های نورولوژی مهم است.

💡 شد ز فر تو همه مغز چو تجویف دماغ گرچه دی بود همه پوست چو ترکیب بصل

💡 هر یکی توی تو از توی دگر گنده تر است زانکه بی مغزی و تو بر تو مانند بصل

💡 پی زر کج نکنم گردن خود چون نرگس خرقه برخرقه از آن دوخته‌ام همچو بصل

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز