بزشتی رساندن

لغت نامه دهخدا

بزشتی رساندن. [ ب ِ زِ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + زشتی + رساندن ) درشتی و بی اندامی کردن. ( آنندراج ):
برقع از روی نکویش نگشاید آسان
تا بزشتی نرسانم ننماید رو را.ایماء ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

درشتی و بی اندامی کردن.

جمله سازی با بزشتی رساندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از اين روايت و ساير روايات استفاده مى شود كه اذيت و آزار رساندن به ديگران درمسجدالحرام كه جزء حرم خدا مى باشد، حرام است.

💡 بنای نقش پایم در زمین نارساییها به دوش سایه هم نتوان رساندن دست دیوارم

💡 بنابراين همه آنها در عدم يارى رساندن به امام شريكند، اگر چه كوفيان بار اين ننگ و رسوائى را به دوش گرفتند كه امام را دعوت كردند، و چون آن حضرت دعوتشان را پذيرفت و به سرزمينشان قدم نهاد، به جنگ با حضرتش برخاستند، و كمر به كشتنش بستند.

💡 طبع‌ سرکش را به‌ همواری رساندن‌ کار کیست سر نمی‌گردد جبین‌گرکوه را هامون‌کنید

💡 طبق تعریفی دیگر، بازاریابی بین‌المللی عبارت است از انجام فعالیت‌های تجاری برای رساندن کالا و خدمات یک شرکت به مشتریان یا مصرف‌کنندگان خود در بیش از یک کشور، به منظور کسب سود.

💡 دل به کوشش آرزو را پخته نتوانست کرد در بغل نتوان رساندن میوه های خام را