برون ریزی

فرهنگستان زبان و ادب

{extrusion, effusion} [زمین شناسی] فرایند بیرون ریختن گدازه

جمله سازی با برون ریزی

💡 از خویش برون نیست چو گردون سفر ما سرگشتهٔ شوقیم مپرسید کجاییم

💡 سیرابم ازین وادی تفسیده برون برد از صبر عقیقی که مرا زیر زبان بود

💡 که ره برون ز نهانخانه عدم می برد؟ نگشته صبح شکرخند ازان دهن روشن

💡 دارد سر شکار و چه سازم برون جهد از صیدگاه ناشده نخجیر اگر دلم

💡 عید گویی که همی آید از سنگ برون یا مه روزه مرا می دهد از سنگ حیا