باور چیگری

لغت نامه دهخدا

باورچیگری. [ وَ گ َ ] ( حامص مرکب ) آشپزی. خوالیگری. طباخی. دیگ پزی. طباخت. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آشپزی طباخی

جمله سازی با باور چیگری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به طبیبان جفاپیشه چه گوییم نشاط درد ما را به جز او کیست که باور دارد

💡 # ما در جنگ حس برادرى و وطن دوستى را در نهاد يكايك مردمان باور كرديم.

💡 من همی گویم چو رویت در دو عالم روی نیست تا مرا باور کنی برگیر و بنگر آینه

💡 آن کاو نکند باور بیماری و درد من یک چند به درد او، بیمار کنش، یارب

💡 باور بر این است که عصر آهن در هند در دوران سلطنت آشوکا (قرن سوم پیش از میلاد) پایان یافت.

💡 باور مکن که گوشه‌نشین گشت چشم او مست است و می به گوشه محراب می‌خورد

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز