لغت نامه دهخدا
باقری قرا. [ ق ِ ق َ ] ( ترکی، اِ ) مرغی است وحشی و صحرایی و بیشتر در خارزارها بسر برد. سیه سینه. سُبری. باقرقره. و رجوع به باقریقره شود.
باقری قرا. [ ق ِ ق َ ] ( ترکی، اِ ) مرغی است وحشی و صحرایی و بیشتر در خارزارها بسر برد. سیه سینه. سُبری. باقرقره. و رجوع به باقریقره شود.
مرغی است وحشی و صحرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مرحله یک چهارم نهایی ایران کره جنوبی را ۶بر۲ برد. گلها: ۴ گل دایی، یک گل باقری و یک گل عزیزی.
💡 چهارم مجلس خبرگان رهبری نیز عضویت داشتهاست؛ اما با ناکامی در انتخابات هفتم اسفند ۱۳۹۴ از ورود مجدد به مجلس خبرگان بازماند. باقری کنی از ابتدای تأسیس دانشگاه امام صادق، استاد و قائم مقام این دانشگاه بوده است.
💡 محمّدرضا خانزاده پس از بازی با لخویا در قطر با یک هوادار درگیر شد که فیلم این درگیری به سرعت به ایران رسید و دستبهدست میان تعداد زیادی از مردم چرخید. به همین دلیل باشگاه پرسپولیس با حضور خوردبین، کریم باقری، خانزاده و نژادفلاح تشکیل جلسه داد تا در این مورد تصمیمگیری کند.
💡 از مشاهیر این روستا مجتبی باقری سارمی است دارای دکترای اقتصاد از استاد دانشگاه هاروارد میباشد