باغ رفیع

لغت نامه دهخدا

باغ رفیع. [ غ ِ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) باغ بدیع. کنایه از بهشت عنبرسرشت. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

کنایه از بهشت عنبر سرشت

جمله سازی با باغ رفیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمیرسد بمقیمان آستان تو دستم زهی رفیع جنابی، زهی بلند مقامی!

💡 داریوش رفیعی (۴ دی ۱۳۰۶ – ۲ بهمن ۱۳۳۷) خوانندهٔ موسیقی کلاسیک اهل ایران بود.

💡 بدیع باشد این از رفیع رای ربیع که بی سبب زچو من دوستی شود بیزار

💡 بروج قصر معالیش از آن رفیع‌ترست که تیر وهم برون آید از کمان گمان

💡 برج و باروی رفیع و قطور بیشاپور نمایانگر اهمیت فراوان این شهر بود.

💡 بلت باعث عشق بین زن و مرد می‌شود. او سوار بر یک اسب جنگی است که از پیشاپیش او صدای انواع موسیقی شنیده می‌شود.. او با آموزش بلت اولین کتاب ریاضیات را نوشت.سامان رفیع نیا

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز