باب نوبی

لغت نامه دهخدا

باب نوبی. [ ب ِ ] ( اِخ ) دروازه ای ببغداد:... امیر قتلغشاه فرمود تا او را [نوروز را] فروکشیدند و میان او بدونیم زدند و سر او رابر دست پولادقیا ببندگی حضرت فرستاد و از آنجا ببغداد فرستادند و چند سال بر در باب نوبی بر سر چوب بود... ( تاریخ غازانی چ انگلستان 1358 هَ. ق. ص 116 ).

جمله سازی با باب نوبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکایک شدند از جهان ناپدید تو گفتی که کس روی نوبی ندید

💡 که از نوبیان مرز کردیم پاک برآوردم از شهرشان تیره خاک

💡 دگر باره نوبی بیاید چو مورد شود باختر باز در جنگ و شور

💡 دگر باره نوبی چو مور و ملخ بیامد گرفت آن همه کوه و شخ

💡 چو از قوس خورشید سر بتافت ز نوبی برآن دشت کین کس نیافت

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز