باب الاسواق

لغت نامه دهخدا

باب الاسواق. [ بُل ْ اَس ْ ] ( اِخ ) نام دیگر جبل طارق باشد و آنرا تنگه سُتَّه نیز نامند.

فرهنگ فارسی

نامم دیگر جبل الطارق

جمله سازی با باب الاسواق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انسان كامل از آن جهت كه ياكل الطعام و يمشى فى الاسواق (432) مانند انسان هاىديگر، تحت تدبير فرشتگان است، ولى از آن جهت كه شاگرد بى واسطه خداوند وعالم به همه حقايق جهان امكان است در همه چيز حتى در وحى واسطه فيض است؛ يعنى حتىوحى الهى پيش از آن كه به فرشتگان برسد به مرحله والاى انسانكامل مى رسد و آنگاه به بركت آن مرحله برين بر فرشتگاننازل مى شود.

💡 5 زندگى ساده انبيا، براى مردم آزمايش است. (يمشون فى الاسواق و جعلنا بعضكم لبعض فتنة )(آرى، اگر پيامبران، زندگى مرفّه و كاخ و طلا داشتند، مردم به خاطر دنياطلبى، گرد آنان جمع مى شدند كه چنين گرايشى ارزش نداشت. ارزش در اين است كه انسان از فردى در ظاهر عادّى، اطاعت كند.)

💡 3 رهبر نبايد از جامعه جدا باشد. كسى كه اهل رفت و آمد با مردم است، بهتر مى تواند آنها را ارشاد كند. (يمشى فى الاسواق )

💡 مـى فـرمـايـد: (آنها گفتند چرا اين رسول، غذا مى خورد و در بازارها راه مى رود)؟! (وقالوا ما لهذا الرسول ياكل الطعام و يمشى فى الاسواق ).

💡 اذا كان يوم الجمعة غدت الشياطين براياتها الى الاسواق فيرمون الناسبالترابيث او الربائث و يثبطونهم عن الجمعة

💡 ب در بازار؛ قال على عليه السلام: اكثروا ذكر الله عزّ و جلّ اذا دخلتم الاسواق و عنداشتغال الناس فانّه كفّارة الذنوب. بحار / 10 / 92

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز