لغت نامه دهخدا
ایمه موضع.[ اَ م َ م َ ض ِ ] ( اِ مرکب ) هر جائی که برای خیرات ومبرات وقف کرده باشند. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
ایمه موضع.[ اَ م َ م َ ض ِ ] ( اِ مرکب ) هر جائی که برای خیرات ومبرات وقف کرده باشند. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
هر جائیکه برای خیرات و مبرات وقف کرده باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوهر عمرم شکسته شد ز فراقت ایمه به صد پاره شد کدام شکسته
💡 تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم روزی بدود دل ز فراق تو شب کنیم
💡 هرگز نگذشتی به رهی ایمه شبگرد کاندر رهت از آه چراغی نکشیدیم
💡 گفته بودندم ایمه که تو عیاری کله مردم از سر همه برداری
💡 کس نیست به جز تو ایمه اندر دو جهان جز آنکه ببخشیش باکرام کسی
💡 کس نیست به جز تو ایمه اندر دو جهان جز آن که ببخشیش باکرام کسی