ایمن اباد

لغت نامه دهخدا

( ایمن آباد ) ایمن آباد. [ م ِ ] ( اِ مرکب ) محل بی بیمی و بی خطری. جای امن وآسایش. موضع امن و راحت. ( فرهنگ فارسی معین ).مقام امن. ( شرفنامه ). جای امن. ( مؤید الفضلا ). جای امن و آباد. در عنصر دانش محل امن بهشت و کعبه. البته به معنی معموره ایمن از عالم از قبیل خرم آباد پس ترکیب محمول بر قلب و آباد به معنی معموره باشد. ( از آنندراج ). جای امن و جای سلامت. ( ناظم الاطباء ):
نبود اعتمادش بر آن مرز و بوم
که هست ایمن آباد رومی بروم.نظامی.خردمند را خوبی از داد اوست
پناه خدا ایمن آباد اوست.نظامی.

فرهنگ فارسی

( ایمن آباد ) (اسم ) ۱ - محل بی بیمی و بی خطری جای امن و آسایش موضع امن و راحت.

جمله سازی با ایمن اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۱۸۶۴ میلادی: قانون ایمنی در معادن پنسیلوانیا به تصویب رسید.

💡 جز راستی نبینی در طبع بی نفاقم جز ایمنی نیابی در نفس بی فسادم

💡 آزار جوی را مکن آسوده ز ایمنی کآزرده مردنش به از آسوده زیستن

💡 مدیرعامل آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری آبادان از کشته شدن یک نفر و مصدومیت یک تن دیگر خبر داد.

💡 ایکس۵ ۲۰۱۸ در آزمون یورو ان‌سی‌ای‌پی موفق به دریافت ۵ ستارهٔ ایمنی شد.

💡 دانه نشکسته می دارد خطر از آسیا تا درستی نیست با دل از شکستن ایمن است

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز