لغت نامه دهخدا
( آژنگ چهر ) آژنگ چهر. [ ژَ چ ِ ] ( اِخ ) لقب رادبرزین:
همان نیز چون قارن و برزمهر
دگر رادبرزین آژنگ چهر.فردوسی.
( آژنگ چهر ) آژنگ چهر. [ ژَ چ ِ ] ( اِخ ) لقب رادبرزین:
همان نیز چون قارن و برزمهر
دگر رادبرزین آژنگ چهر.فردوسی.
( آژنگ چهر ) لقب راد برزین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندارد برو بر خردمند مهر که شیطان به فعلست و حورا به چهر
💡 آتش آسا ز آتش دل بر تل خاکستری ز آتشین چهر توخاکستر نشین است آفتاب
💡 جز از لب و چهرات هرگز نشینده ام ناری همسنگ نور نوری همرنگ نار
💡 الغرض هر جا که چهر افروختی خرمن شاه و گدا را سوختی
💡 فرستش هم اکنون سوی ماه چهر که با او نشیند زمانی به مهر
💡 بسازید با خوی هرکس به مهر ز نیکان به تندی متابید چهر