اژخ ناک
لغت نامه دهخدا
اژخ ناک. [ اَژَ ] ( ص مرکب ) که اژخ بسیار دارد: ثُؤْلِل َ جسده ( علی المجهول )؛ اژخ ناک گردید جسم او. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
که اژخ بسیار دارد
جمله سازی با اژخ ناک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به عروس معاوضهشده، ام، تایتانیک، تونل، پیر گینت، و ناکاوت اشاره کرد.
💡 واندر کوههای وی (ماوراءالنهر) همه داروها است که از کوه خیزد، چون ناک و زرنیخ و گوگرد و نشادر.
💡 هرکه در خاک لحد خوابد ازین مینشه ناک ایزدش مست می غفران برانگیزد ز خاک
💡 مگذر از تربت مستان که نظرگاه وفاست ذره خاک دل حوصله ناک است اینجا
💡 تمامی دورهای مسابقات از جمله فینال بر اساس سیستم ناک اوت دو پا برگزار شد. تیمی که تعداد گلهای بیشتری را در این دو مسابقه به ثمر میرساند به دور بعد راه مییافت.