اهو گردان

لغت نامه دهخدا

( آهوگردان ) آهوگردان. [ گ َ ] ( نف مرکب ) آنکه آهوان را در صحرا راند بجائی که شاه یاامیر به آسانی شکار توانند کرد. نخجیروال. نجاشی.

فرهنگ فارسی

( آهو گردان ) ( اسم صفت ) آنکه آهوان را در صحرا راند بجایی که شاه یا امیر باسانی شکار تواند کرد نخجیر وال نجاشی.

جمله سازی با اهو گردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من خمش کردم ولیکن از پی دفعِ خمار ساقیِ عشّاق گردان نرگس خماره را

💡 و چون دست به طرف غذا مى برد نام خدا را بر زبان جارى مى كرد و مى گفت:پروردگارا! آنچه به ما روزى كرده اى مبارك گردان.

💡 می شود در کامرانی روی گردان دل ز حق بستگی را جامه احرام می دانیم ما

💡 حمله سرنیزه زرهی آرنیم از روز ۱۴ فوریه سال ۱۹۴۳ به رهبری سرهنگ هاینتس سیگلر، با جلوداری گردان ۵۰۱ زرهی سنگین آغاز شد.

💡 به هر چه مأ مور شده اى صريح و بلند بگو و از مشركان روى گردان.

💡 تشنه را موج ز کوثر نکند رو گردان عاشق از خط نکند ترک، لب میگون را

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز