اهن پایه

لغت نامه دهخدا

( آهن پایه ) آهن پایه.[ هََ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) آلتی فلزین مرکّب از چهار دیواره که بر آتش نهند و سیخهای کباب بر آن گردانند بریان کردن را. || بعض فرهنگها بدان معنی دهن دره و خمیازه داده اند. رجوع به آهبنیابه شود.

فرهنگ فارسی

( آهن پایه ) ( اسم ) آلتی فلزی مرکب از چهار دیواره که بر آتش نهند و سیخهای کباب بر آن گردانند برای بریان کردن.

جمله سازی با اهن پایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپهرش ار چه ز عین الکمال نقصی جست وگرچه پایه قدرش در اهتزاز افتاد

💡 نه ارزان عزم بود پایه بیدق را قدر نه از این حزم بود منصف شاهی را عار

💡 صاحبا شوکت دی ماه بان پایه رسید که زحل کرسی نه پایه به هیزم بفروخت

💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۴۸ نفر (۱۵خانوار) بوده‌است.

💡 معماری مصر باستان را بر پایه مصالح مورد استفاده به دو دسته می‌توان تقسیم کرد.

💡 ز جاه ار پایه ای باشد بود پای تو برفرقش ز بخت ار نامه ای باشد بود نام تو عنوانش

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز