انگبین چنبره

لغت نامه دهخدا

انگبین چنبره. [ اَ گ َ / گ ُ چَم ْ ب َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) شان. شانه. شان عسل. ( یادداشت مؤلف ):
هم از خوردنیها و هرگونه ساز
که ما را بباید بروز دراز...
ز خرما هزار و ز شکر هزار
بود ساخته راست کرده شمار
ده ودوهزار انگبین چنبره
بدژها کشند اینهمه یکسره.فردوسی.

فرهنگ فارسی

شان ٠ شانه ٠ شان عسل

جمله سازی با انگبین چنبره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پندار موری از فزع نیش سگ مگش اندر مشبک مگس انگبین گریخت

💡 لبی چون انگبین‌، داری ز من دور زبان در من کشی چون نیشِ زنبور

💡 نرفت از جان تمنای لب تو مگس بی آرزوی انگبین نیست

💡 در زمین شیر و انگبین گویی چون روی بر فلک همین گویی

💡 دل بیمار ما را از لب تو هوای انگبین و ناردان است

💡 خدنگ عشوه زان مشکین کمانی به تیغ انگبین شیرین زبانی

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز