لغت نامه دهخدا
( آنتیک خری ) آنتیک خری. [ خ َ ] ( حامص مرکب ) عمل آنتیک خر.
( آنتیک خری ) آنتیک خری. [ خ َ ] ( حامص مرکب ) عمل آنتیک خر.
( آنتیک خری ) ۱ - عمل و پیش. آنتیک خر ۲ - مغاز. آنتیک خر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و آنکه او را ز خری توبره باید بر سر فلکش لعل بدامن دهد و زر بجوال
💡 از خری باشد تغافل خفتهوار که نجویی تا کیست آن خفیه کار
💡 دل گفت بدین رسن فرو چه نشوی گر کون خری ز نخ زند گو میزن
💡 ثنا و شکر کریمان خری به زرّ درست کهکرد جز تو بدین سان زخلق بیع غَلی
💡 من که با عیسی بباغ قدس دارم جلوه گاه از خری باشد گر آید یاد قصر قیصرم
💡 جان تو بیعلم خری لاغر است علم تو را آب و شریعت چراست