امید برخاستن

لغت نامه دهخدا

امید برخاستن. [ اُ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) نومید شدن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ). رفتن انتظار و محروم گشتن. ( ناظم الاطباء ):
بلبلم در مضیق خارستان
که امیدم ز گُلْسِتان برخاست.خاقانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نومید شدن. رفتن انتظار و محروم گشتن.

جمله سازی با امید برخاستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پنجشنبه، ۱۰ ژانویه- نیروهای ایالات متحده هنگام برخاستن هواپیمای حامل آن‌ها در قندهار با افراد مسلح ناشناس درگیر شدند.

💡 سبزه زیر سنگ صائب راست نتوانست شد با گرانجانی بود مشکل ز جا برخاستن

💡 نماز برخاستن و نشستن تو نيست، بلكه بايد آن را خالصانه انجام دهى و تنها خشنودىخداوند را بخواهى. (اصول وافى، ج 2، ص 109، شرح نهج البلاغه ج 1، ص ‍ 325).

💡 پیش صاحب نظران جای نگه دار ای اشک نیست برخاستن امکان پر فتادی ز نظر

💡 ما را به بساطی‌که توچون فتنه نشستی برخاستن ازخویش عصا شد چه بجا شد

💡 و هنگام برخاستن تكيه بدستها بكند ودستها را باز كرده بر زمين بگذارد و آنرا ببندد.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز