امامی خلخالی

لغت نامه دهخدا

امامی خلخالی. [ اِ ی ِ خ َ ] ( اِخ ) از شاعران خلخال بوده و در جمع کردن وگفتن شعر ولع تمام داشته است. این رباعی از اوست:
با خلق خدا سخن بشیرینی کن
اظهار نیاز و عجز و مسکینی کن
تا بر سر دیده هاجا دهندت مردم
چون مردم دیده ترک خودبینی کن.
رجوع به تذکره صبح گلشن ص 36 و دانشمندان آذربایجان تألیف محمدعلی تربیت ص 51 و قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1032 و فرهنگ سخنوران شود.

فرهنگ فارسی

از شاعران خلخال بوده و در جمع کردن و گفتن شعر ولع تمام داشته است.

جمله سازی با امامی خلخالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او در دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی به همراه سرهنگ کاویانی که در سال ۱۳۴۲ سروان و فرمانده گروهان شهر ری بود، متهم شد که در کشتار مردم در این روز دست داشت است.

💡 با اینحال بدری آتابای در مصاحبه با تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد مدعی شده است که در ابتدای انقلاب محمد بهشتی در کنار صادق خلخالی او را مورد تحقیر و آزار کلامی قرار دادند و محمد بهشتی بعد از شنیدن القاب سلطنتی محمدرضا شاه پهلوی از زبان بدری آتابای می‌گوید باید زبان این زن را به دلیل استفاده از این القاب برید.

💡 روحانی، صادق خلخالی، در سال ۱۳۵۸ پس از انقلاب اسلامی ایران، در یک گفتگو با رسانهٔ امید ایران، در اشاره به پیش از انقلاب گفت:

💡 پس از مرگ خلخالی در ۱۳۲۱ هـ.ش. فعالیت این کتاب‌فروشی توسط پسر او، شمس‌الدین، با نام «کاوهٔ نو» ادامه یافت.