لغت نامه دهخدا
امامی بخارایی. [ اِ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) امیر امام الدین از سادات بخارا ساکن اوچ.میر علیشیر قانع تتوی در مقالات الشعراء چ کراچی او را در عداد شاعران آورده است. ( از فرهنگ سخنوران ).
امامی بخارایی. [ اِ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) امیر امام الدین از سادات بخارا ساکن اوچ.میر علیشیر قانع تتوی در مقالات الشعراء چ کراچی او را در عداد شاعران آورده است. ( از فرهنگ سخنوران ).
امیر امام الدین از سادات بخارا ساکن اوچ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در کتابش هرجا توانسته واژگان پارسی را با نگارش و گویش پارسیِ بخارایی (ازبکستان امروزی) در کنار واژه تازی و یونانیاش به دانشجو یادآوری کرده است. برای نمونه:
💡 پِیرو سُلِیمانی (به فارسی تاجیکی: Пайрав Сулаймонӣ) شاعر و نویسندهٔ پارسیگوی تاجیکتبار بخارایی اهل ازبکستان کنونی بود.
💡 گویش یهودیان بخارایی که به نام گویش بخاری شناخته میشود به گروه شمالی تعلق دارد. این گویش با دارا بودن واژگان عبری (بیشتر برای اصطلاحات مذهبی) و استفادهٔ تاریخی از الفبای عبری بهراحتی قابل تشخیص است. با وجود این تفاوتها، بخاری برای دیگر فارسیزبانان، بهویژه گویشوران گروه شمالی تاجیکی، بهراحتی قابلفهم است.
💡 اصطلاح بخارایی از سوی اروپاییانی که پیرامون سدهٔ شانزدهم میلادی از آسیای میانه دیدار کردهاند به کار
💡 پس از یکدهه از جریان سقوط امارت مغنیت، دهها هزار ترک و فارسیزبان مسلمان و همچنین گروه بزرگی از یهودیان فارسیزبان بخارایی از امارت بخارا و بعدتر، پس از تصرف ایالتهای همجوار قوقند و خیوه از سوی نیروهای بلشویک، از آنجا فرار کردند. این مهاجران بعدها تاثیرات زیادی در پیشرفتهای اقتصادی افغانستان گذاشتند.