افعی خورنده

لغت نامه دهخدا

افعی خورنده. [ اَ خوَ / خ ُ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) بیماری که برای علاج جذام افعی خورد:
افعی خورنده مجذوم گرچه بسی شنیدی
مجذوم خواره افعی جز رمح خویش مشمر.خاقانی.

فرهنگ فارسی

بیماری که برای علاج جذام افعی خورد.

جمله سازی با افعی خورنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بهر دانش و دین بایدش همی مردم که خود خورنده جزین بی شمار و مر دارد

💡 درحـديـثـت ديگر منقول است كه خوردن آن فقر را برطرف ميكند از خورنده آن و فرزندان وفرزندان فرزندان او تا فرزند هفتم.

💡 لقمه هر خورنده را درخور او دهد خدا آنچ گلو بگیردت حرص مکن مجو مجو

💡 آنان مدت زمانى در اين دنيا خوردند و آشاميدند؛ ولى اكنون آنان كه خورنده همه چيزبودند خود خوراك حشرات و كرمهاى گور شدند.(63)

💡 چو در شود به‌گلوی خورنده از دل جام ز دل برون فکند رازهای پنهان را

💡 دشمنان طبیعی آفت‌ها به عنوان عوامل کنترل زیستی نیز شناخته می‌شوند که شامل شکارچیان، شبه‌انگل‌ها، خورنده علف‌های هرز و پاتوژن‌ها می‌باشند.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز