افسانه افکندن

لغت نامه دهخدا

افسانه افکندن. [ اَ ن َ / ن ِ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رایج کردن افسانه. افسانه را رواج دادن:
تا طره ات بخواب نبیند دگر شکست
افسانه درستی پیمان درافکنم.ظهوری ترشیزی ( از ارمغان آصفی ).و رجوع به افسانه شود.

فرهنگ فارسی

رایج کردن افسانه افسانه را رواج دادن.

جمله سازی با افسانه افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او اولین بار برای کسب عنوان قهرمانی در یک نمایش کاملاً مقتدرانه جو فریزر افسانه ای را در 2 راند شش بار نقش زمین کرده و نهایتاً او را ناک اوت کرد.

💡 مـجـددا يـادآور مـيـشـويـم كه پيرامون زندگى سليمان و لشگر او، افسانه هاى دروغين يامـشـكـوك فـراوان اسـت كـه هـرگـز نـبـايد آنها را با آنچه در متن قرآن آمده آميخت تا براىبهانهجويان دستاويزى گردد.

💡 فیض میداند که مقصودم از این افسانه چیست آشنا داند که من بی تن چه در سر داشتم

💡 خوش ست افسانه درد جدایی مختصر غالب به محشر می‌توان گفت آنچه در دل مانده است امشب

💡 افسانه ماه و ستاره (به چینی: 星月童話) یک فیلم عاشقانه و اکشن هنگ کنگی-ژاپنی محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی دانیل لی با بازی لسلی چونگ، تاکاکو توکیوا و میشل یئو است.

💡 بیا، قاسم، چه میگویی، چه میپوئی، چه میجویی؟ اگر امروز با اویی مگو افسانه فردا

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز