اغلب عجلی

لغت نامه دهخدا

اغلب عجلی. [ اَ ل َ ع ِ ] ( اِخ ) همان اغلب بن عمروبن عبیده... شاعر راجز است. و ابیات زیر از اوست:
جأوا بزوریهم و جئنا بالاصم
شیخ لنا قد کان من عهد ارم
یکر بالسیف اذ الرمح انحطم
کهمة اللیث اذا ما اللیث هم
کانت تمیم معشراً ذوی کرم
غلصمة من الغلاصیم العظم.( از عقدالفرید ج 6 ص 63 ).و رجوع به اغلب و اغلب بن عمروبن عبیده... در همین لغت نامه و الموشح ص 213 و فهرست عقدالفرید و اعلام زرکلی و قاموس الاعلام ترکی شود.

فرهنگ فارسی

همان اغلب بن عمرو بن عبیده شاعر را جزاست.

جمله سازی با اغلب عجلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مؤ لف: روايات در اين مقام بسيار است، اما چون اغلب آنها ربطى به غرض ‍ تفسيرى ماندارند لذا از نقل آنها خوددارى مى كنيم.

💡 خامش کن، اگرچه که غزل اغلب باقیست تا شاه بگوید، چو درین انجمن آمد

💡 اغلب نيز نا مادرى نمى تواند خلا عاطفى فقدان مادر را در كودكان بىپناهى كه سايه شوم طلاق بر سرشان افتاده است، پر كند.

💡 ذات الریه، که یک عفونت ریوی است، در آن زمان به دلیل نبود درمان‌های موثر و پیشرفته پزشکی، بسیار کشنده بود و اغلب منجر به مرگ می‌شد.

💡 تا دم آخر مده کالای دینت را ز دست چونکه چشم دزد اغلب بر مسافر روشن است

💡 خواب ناید چشم تر را بی تو شبها اغلبی گرچه باشد خواب غالب مردم مرطوب را

لس شدن یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز