اشغال برچین

لغت نامه دهخدا

( آشغال برچین ) آشغال برچین. [ ب َ ] ( نف مرکب ) آشخال برچین. آنکه خاش و خش از معابر برچیند چون پاره های جامه و خرده های چوب و پوست انار و مانند آن و با فروش آن معاش او باشد. || مجازاً و بتحقیر، سخت بی سروپا.

جمله سازی با اشغال برچین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر گروهى از شاگردان، با طيب خاطر و رضامندى، نوبت خود را در اختيار گروهىديگر قرار دهند، اشغال و تاءخير نوبت آنها مانعى نخواهد داشت.

💡 یا دیده و نخواهد ز اشغال سلطنت تا خود رسد به دردم و درمان آن کند

💡 دور شدی، دیر مکش،بر مچشان زهر و مچش ای همه شغلی بتو خوش، با همه اشغال بیا

💡 ز فرض داد یک انگشتری بگاه نماز نتیجه مذهب غال آمد و چنان اشغال

💡 در سال ۱۳۶۰ کنسولگری ایران در منچستر و دفتر هواپیمایی ایران در لندن سه بار مورد حمله و اشغال قرار گرفتند.

💡 ۴: نیروهای ایتالیایی به فرماندهی ژنرال گوگلیلمو ناسی حمله کرده و آن را اشغال کردنداشغال سومالی بریتانیا توسط ایتالیا در طول عملیات آفریقای شرقی.

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز