لغت نامه دهخدا
( استوروآی کفشگر ) استوروآی کفشگر. [ اَ ک َ گ َ ] ( اِخ ) یکی از مواضع بالارستاق هزارجریب. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 123 بخش انگلیسی ).
( استوروآی کفشگر ) استوروآی کفشگر. [ اَ ک َ گ َ ] ( اِخ ) یکی از مواضع بالارستاق هزارجریب. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 123 بخش انگلیسی ).
یکی از مواضع بالارستاق هزار جریب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازان می همی کفشگر مست بود به دیده ندید آنچ بایست بود
💡 چو شاهی از درفش لختِ چرمست بغایت کفشگر زان پشت گرمست
💡 زیبا بت کفشگر چو کفش آراید هر لحظه لب لعل بر آن میساید