لغت نامه دهخدا
ابوالخطیر گوزگانی. [ اَ بُل ْ خ َ رِ گ َ ] ( اِخ ) بیت ذیل از او در لغت نامه اسدی شاهد آمده است:
چون مرغ هفت رنگ همی ماند آن خلشک
واندر میانْش باده ٔرنگین ببوی مشک
ما زین خلشک رنگین وین لعبت بدیع
باده خوریم ترّ و به... در بریم خشک.
ابوالخطیر گوزگانی. [ اَ بُل ْ خ َ رِ گ َ ] ( اِخ ) بیت ذیل از او در لغت نامه اسدی شاهد آمده است:
چون مرغ هفت رنگ همی ماند آن خلشک
واندر میانْش باده ٔرنگین ببوی مشک
ما زین خلشک رنگین وین لعبت بدیع
باده خوریم ترّ و به... در بریم خشک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یشتها در اوستا کهنترین منبعی است که به نام آرش و تیراندازی او اشاره دارد. در تیشتریشت، تازش ستارهٔ تیشتر بهسوی دریای فراخکرت، به پروازِ تیری مانند شدهاست که آرش از کوه اَیریوخْشَئوثه (محل آن دانسته نیست) به کوه خْوَنْوَنْت پرتاب کردهاست. بر پایهٔ این گزارش (یشت ۸، بند ۷، ۳۸)، اهورامزدا به تیر آرش نفخهای بدمید و مِهر، دارندهٔ دشتهای فراخ، راه عبور تیر را هموار ساخت. اَشی نیک و بزرگ و پارِند (فرشتهٔ ثروت) سوار بر گردونه از پیِ تیر روان شدند تا تیر بر زمین فرود آمد. از میان منابع فارسی میانه، تنها در رسالهٔ ماه فروردین روز خرداد که از رویدادهای روز خرداد (ششم) از ماه فروردین سخن میرود، از آرش یاد شده و در آن آمدهاست که در این روز منوچهر و آرش، ایرانزمین را از افراسیاب بازستاندند. همچنین در مینوی خرد (پرسش ۲۶، بند ۴۴) نیز به این رویداد بدون ذکر نام آرش، اشاره شده و آمدهاست که از سودهای منوچهر این بود که از زمین پدشخوارگر (طبرستان) تا بن گوزگ را به پیمان از افراسیاب بازستد. بن گوزگ احتمالاً با ناحیهای بین آمودریا و گوزگان قابل تطبیق است.
💡 شِبِرغان (شاپورگان که با تسلط اعراب به نام فعلی تغییر یافت) در شمال افغانستان و مرکز ولایت جوزجان افغانستان گوزگان است.