لغت نامه دهخدا
ابوقتیبه. [ اَ ق ُ ت َ ب َ ] ( اِخ ) سالم یا سلم بن قتیبة الشعیری. محدث است و شعبه از او روایت کند.
ابوقتیبه. [ اَ ق ُ ت َ ب َ ] ( اِخ ) فضل بن عمیره. محدث است و ازاو حرمی بن عماره و او از میمون الکردی روایت کند.
ابوقتیبه. [ اَ ق ُ ت َ ب َ ] ( اِخ ) سالم یا سلم بن قتیبة الشعیری. محدث است و شعبه از او روایت کند.
ابوقتیبه. [ اَ ق ُ ت َ ب َ ] ( اِخ ) فضل بن عمیره. محدث است و ازاو حرمی بن عماره و او از میمون الکردی روایت کند.
محدث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلیمان به یزید نوشت چرا آنچه را به قتیبه عیب میکردی، خود نمیکنی و آهنگ فتح طبرستان نمینمایی.
💡 رفتار قتیبه با اهالی سرزمین فتح شده به هیچ عنوان با آموزههای اسلام تطابق نداشت و به نظر میرسد که بیشتر با گرایشات غیرانسانی و بیمارگونه همسانی داشته باشد.
💡 قتیبه گفت: من از سخنان او بشگفت آمدم و بدو بخندیدم. وی دوباره گفت: ای فلان، بخدا سوگند که باز خواهم گشت. و همواره اصرار همی کردم تا گفتمش: برو. زمانی که از چشم بیفتاد، بخود آمدم و گفتم: با خویشتن چه کردم؟
💡 در ۹۱ق قتیبة بن مسلم به حصار رفت و آنجا را در میان گرفت، چرا که حکمرانان حصار، کارگزار قتیبه را از آنجا بیرون رانده و خراجی را که هر سال به قتیبه میپرداخت متوقف کرده بود.