لغت نامه دهخدا
ابوبراقش. [ اَ بو ب َ ق ِ ] ( ع اِ مرکب ) مرغی است دشتی، کوچک مانند خارپشت، پر بالائین آن سپیدو میانگی سرخ و زیرین سیاه و هرگاه برانگیزند برافراشته موی و متلون بالوان شتی گردد. ( منتهی الارب ). مرغی است رنگارنگ. ( مهذب الاسماء ). مرغی است که رنگ گرداند. مرغی است که هر زمان برنگ دیگر نماید. مرغی است که به روز پر آن بچند رنگ نماید. ( المزهر ). نُهَس.