لغت نامه دهخدا
ابن سالم کاتب. [ اِ ن ُ ل ِ م ِ ت ِ ] ( اِخ ) یکی از ایرانیان ناقل و مترجم از فارسی. ( لکلرک ج 1 ص 280 ).
ابن سالم کاتب. [ اِ ن ُ ل ِ م ِ ت ِ ] ( اِخ ) یکی از ایرانیان ناقل و مترجم از فارسی. ( لکلرک ج 1 ص 280 ).
یکی از ایرانیان ناقل و مترجم فارسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سالم برون شده است ز هنگام نام عشق کاری که کرده ام نه به هنگام کرده ام
💡 گفت: مرا بدیدی، و بزدیم و بزندانم افکندی. ترا بدیدم، شکار بکردی و سالم بازگشتی. حال کدام یک از ما دو نفر بر دیگری شوم بوده است؟ پادشاه بخندید و فرمان داد جایزه اش دهند.
💡 چون سیاوش سالم از دریای آتش بگذرد مرکب نی گر بود در زیر ران دیوانه را
💡 روشهای مقابله با استرس را میتوان به دو روش سالم و ناسالم دستهبندی کرد.
💡 نجی الله از طوفان چه سان می کرد جان سالم نبودش دستگیر ارجودی جود تودردریا
💡 پس يك فرد از انسان، نه در نفس خود و نه در آنچه كه مى كند، سالم و خالى از اختلافنيست و اين اختلاف هم يكى دو تا نيست، بلكه اختلاف بسيار است.