لغت نامه دهخدا
( آبله رویی ) آبله رویی.[ ب ِ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) صفت و چگونگی آبله رو.
( آبله رویی ) آبله رویی.[ ب ِ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) صفت و چگونگی آبله رو.
( آبله رویی ) صفت و چگونگی آبله رو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بندیست گران به دست و پایم در شاید که بس ابله و سبکبارم
💡 کس در من هیچ سر نجنباند پس ریش چو ابلهان چه جنبانم
💡 رفت و بر دیگران فکند زیان ز ابلهی دید درد را درمان
💡 آینه هستی چه باشد نیستی نیستی بگزین گر ابله نیستی
💡 در بحر نظم، کز خزف ابلهان پر است حیف است ربزد آب رخ فضل و اعتبار
💡 از خری دید عسر را او یسر ز ابلهی رنج را شمرد او خسر