لغت نامه دهخدا
( آب مالی کردن ) آب مالی کردن. [ ک َدَ ] ( مص مرکب ) شستن جامه بار اول به آب تا سپس با صابون شویند. || شستن جامه آلوده بصابون در آب خارج حوض تا کف صابون آب حوض را آلوده نکند.
( آب مالی کردن ) آب مالی کردن. [ ک َدَ ] ( مص مرکب ) شستن جامه بار اول به آب تا سپس با صابون شویند. || شستن جامه آلوده بصابون در آب خارج حوض تا کف صابون آب حوض را آلوده نکند.
( آب مالی کردن ) شستن جامه بار اول با آب تا سپس با صابون شویند
💡 وی در واکنش به فیلمی که در آن به محمد توهین شده بود، بنیانگذار اسلام را رهبری عرب خوانده بود که با ادعای ارتباط با خدا به منافع مالی، جنسی و سیاسی رسیده است. وی شوخی کردن با پیامبر اسلام را نفرتپراکنی ندانسته و آن را نمونهای ساده از آزادی بیان دانست.
💡 لوئیس دوبرمن مسئولیت خطرناک جمعآوری مالیات را در شهر آپلدا بر عهده داشت و همچنین دسترسی به محل پرورش سگهای این شهر داشت و به نژادهای زیادی دسترسی داشت. هدف او به وجود آوردن نژادی برای محافظت در حین کار کردن و جمعآوری مالیات در مقابل سارقان بود. سگ مورد نظر او ترکیبی از قدرت، وفاداری، هوش و درندگی بود.
💡 - فراهم کردن موقیتهای پژوهشی و حمایت مالی برای ارتقای سطح بازدهی مرکز
💡 چو دشمن دشمنی را کرد پیدا نشاید نیز کردن پای مالی