لغت نامه دهخدا
گیل سرخ. [ س ُ ] ( اِ مرکب ) نام فارسی زُعرور باشد. ( مخزن الادویه ). گیلک. گیل. رجوع به زعرور شود.
گیل سرخ. [ س ُ ] ( اِ مرکب ) نام فارسی زُعرور باشد. ( مخزن الادویه ). گیلک. گیل. رجوع به زعرور شود.
( اسم ) زعرور زالزالک
گیلک. گیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاربرد نامهای ایرانی کهن همچون خردسب شیدو، هرمزکیل، شاهک، گیلسوار، سرخورد، مهرویه و زرند و مانند اینها این گمان را قوی میکند که این افسانه کهن بوده که بعدها یعنی در سدهٔ ششم به فراخور زمان نو شدهاست.