لغت نامه دهخدا
گوشگک. [ ش َ گ َ ] ( اِ مصغر ) مصغر گوشه. گوشه خرد:
وقت آن است که بنشینم در گوشگکی
تا بی اندوه به پایان برم این عمر مگر.فرخی.
گوشگک. [ ش َ گ َ ] ( اِ مصغر ) مصغر گوشه. گوشه خرد:
وقت آن است که بنشینم در گوشگکی
تا بی اندوه به پایان برم این عمر مگر.فرخی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چونک از او دفع شوم گوشگکی سر بنهم آید عشق چله گر بر سر من با چلهای