لغت نامه دهخدا
کیمری. [ کیم ْ م َ ] ( اِخ ) نام طایفه ای از طوایف آریایی. رجوع به تاریخ کرد تألیف رشید یاسمی ص 63 و 65 و 69 و 73 و ایران باستان ص 130 و 195 و197 شود.
کیمری. [ کیم ْ م َ ] ( اِخ ) نام طایفه ای از طوایف آریایی. رجوع به تاریخ کرد تألیف رشید یاسمی ص 63 و 65 و 69 و 73 و ایران باستان ص 130 و 195 و197 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دین سکاها شامل باورها، اسطورهها و شیوههای دینی سکاها میشود. سکاها بخشی از مردم ایرانی در دوران باستان بودند. این مردمان در طول دوران باستان ساکن آسیای میانه و سبزدشتهای پیرامون دریای سیاه در اروپای شرقی بودند. سکاها به زبان سکایی (از زیرشاخه زبانهای ایرانی شرقی) صحبت میکردند و قومیتهای مختلفی مثل سکاهای اصلی، کیمریها، سرمتیها، آلانها، سیندیها، ماساژتها و سَکاها را در بر میگرفتند.
💡 روشن است که سکاها در تعقیب کیمریها راه را گم کرده وارد آسیا و مملکت ماد شدند، زیرا کیمریها در طول دریا حرکت کردند و سکاها به سمت قفقاز رفته و داخل ماد شدند. این روایت بین یونانیها و بربرها خیلی شایع است.
💡 برخی از محققان عقیده دارند در تمام وقایعی که اسرحدون از کیمریان صحبت میدارد در واقع کیمریان واقعی نیستند بلکه اغلب صحبت بر سر اسکیتهای اشکودا در میان است. این موضوع زمانی بیشتر قوّت میگیرد که موضوع دربارهٔ سرزمین ماننا (آذربایجان) باشد.
💡 نخستین سالهای سلطنت اسرحدون پادشاه جدید آشور بیشتر صرف اقدامات پیچ در پیچ سیاسی نظامی در بابل شد. ولی در سال - ۶۷۹ پ. م. - کیمریان به رهبری تئوشپا، به حدود آشور دستبرد زدند. در این باره سه گزارش محفوظ مانده است.