لغت نامه دهخدا
کیلوگرام. [ ل ُ گْرا / گ ِ ] ( فرانسوی، اِ مرکب ) کیلوگرم. رجوع به کیلوگرم شود.
کیلوگرام. [ ل ُ گْرا / گ ِ ] ( فرانسوی، اِ مرکب ) کیلوگرم. رجوع به کیلوگرم شود.
( اسم ) واحدی عمده برای وزن و آن معادل هزار گرم است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمار ریاست احصاییه وزارت زراعت در سال ۱۳۹۸ نشان میدهد که در سراسر کشور از هشت هزار و ۶۴۰ هکتار زمین، ۱۲ هزار ۹۸۹ متریک تن زیره تولید شده که ۱۰ میلیون و ۵۴۸ هزار و ۴۲۸ کیلو گرام آن با ارزش ۲۸ میلیون ۶۶۰ هزار و ۸۰۸ دلار آمریکایی به کشورهای هند، پاکستان، ترکیه و اروپا صادر شدهاست.
💡 پولیس سرحدی در جریان سال ۱۳۹۲ خورشیدی به مقدار ۲۷۸ کیلو گرام هروئین، ۱٬۳۰۴ کیلو گرام تریاک، ۳٬۶۰۰ کیلوگرم چرس ۳۵ کیلوگرم مورفین، ۳٬۰۴۰ لیتر تیزاب و ۱۰۲۹ کیلوگرم آمونیم نیترات را به دست آورد