لغت نامه دهخدا
کوبیان. [ ب َ ] ( اِخ ) از دیه های کرمان است و غالباً کوکیان هم گفته می شود. در اینجا و در ده دیگری که آن را بهاباد خوانند توتیا سازند که به همه اطراف جهان حمل می گردد. ( از معجم البلدان ).
کوبیان. [ ب َ ] ( اِخ ) از دیه های کرمان است و غالباً کوکیان هم گفته می شود. در اینجا و در ده دیگری که آن را بهاباد خوانند توتیا سازند که به همه اطراف جهان حمل می گردد. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوبیان خسرو و طی لسان و عمر نوح کاید این الکن زبان از عهدهٔ شکرت بدر
💡 اگر گنجی طلبکاری که در ویرانه ای یابی بیا و نعمت الله را به شهر کوبیان بگذر