لغت نامه دهخدا
کوبندگی. [ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل کوبنده. رجوع به کوبنده شود.
کوبندگی. [ ب َ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل کوبنده. رجوع به کوبنده شود.
💡 به باور شوایتزر و پری، حدیث حتی با کوبندگی بیشتری از قرآن به یهودیان حمله میکند:
💡 پیش از به پایان رسیدن دوره سیزدهم، علی سهیلی نخستوزیر که از سویی با فشار مطبوعات و از سوی دیگر با ناامنی گسترده در کشور روبرو بود، نیاز داشت که تصدی دادگستری را به فردی مشهور به کوبندگی و قاطعیت بسپارد. او در دوازدهم مرداد ۱۳۲۲ صدرالاشراف را به عنوان وزیر دادگستری به مجلس معرفی کرد.