لغت نامه دهخدا
کمیخت. [ ک ُ ] ( ص )به زبان زند و پازند به معنی درهم آمیخته باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). صحیح گمیخت است. پهلوی، گمیختن ( مخلوط کردن ). ( از حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به کمخت شود.
کمیخت. [ ک ُ ] ( ص )به زبان زند و پازند به معنی درهم آمیخته باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). صحیح گمیخت است. پهلوی، گمیختن ( مخلوط کردن ). ( از حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به کمخت شود.
💡 روز هیجا از بر چابک سواران پروری از برای زین رخش خویش کمیخت و بفند