لغت نامه دهخدا
کفز. [ ] ( ع مص ) جهیدن. قفز. ( از دزی ج 2 ص 477 ). و رجوع به قفز شود.
کفز. [ ] ( ع مص ) جهیدن. قفز. ( از دزی ج 2 ص 477 ). و رجوع به قفز شود.
جهیدن. قفز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیستشناسی : در آبهای ساحلی تا عمق ۸۰ متری در مناطق سنگی و صخرهای مرجانی زیست میکند، تغذیه آنها از بی مهرگان کفزی و ماهیها صورت میگیرد.
💡 در آبهای ساحلی روی بسترهای سخت صخرهای، سنگی و مرجانی و صخرهای مرجانی تا عمق ۸۰ متری زیست نموده و از سختپوستان و بیمهرگان کفزی تغذیه مینماید ماهیهای جوان به صورت گلههای بزرگ در مناطق ساحلی دیده میشوند.
💡 زیست شناسی: در آبهای کم عمق ساحلی تا عمق ۶۰ متری روی بسترهای صخرهای و مرجانی و سنگی زیست میکند، تغذیه آنها از بی مهرگان کفزی و ماهی میباشد.
💡 زیستشناسی : در آبهای کم عمق ساحلی روی مناطق سنگی و صخرهای تا عمق ۸۰ متری به صورت گلههای بزرگ زیست کرده و از سخت پوستان و بی مهرگان کفزی تغذیه مینماید.
💡 روغنماهی، ماهی روغن یا ماهی کاد نام رایج ماهیان کفزی متعلق به سردهٔ روغنماهی از تیرهٔ روغنماهیان است. ماهی روغن به صورت متداول بهعنوان نامی برای تعدادی از سایر گونههای ماهی نیز به کار میرود و همچنین گونههایی وجود دارند که پیشنهاد شده به گونهٔ روغنماهی متعلق هستند ولی ماهی روغن خوانده نمیشوند (زغالماهی آلاسکا).