لغت نامه دهخدا
کعبه بان. [ ک َ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) حافظ کعبه. سادن. ( یادداشت مؤلف ):
بر در کعبه شاید ار شعرم
خادم کعبه بان درآویزد.خاقانی.
کعبه بان. [ ک َ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) حافظ کعبه. سادن. ( یادداشت مؤلف ):
بر در کعبه شاید ار شعرم
خادم کعبه بان درآویزد.خاقانی.
حافظ کعبه. سادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کعبه بیت اللّٰه فکر مرا طغرل کنون از شکار صید معنیها یکی بانی بس است!